توی دنیای شلوغ توی کشور دروغ
توی شهر کلک من و یه آدم دغل
من موندم و این همه دروغ من موندم این همه کلک
من دیگه راهی ندارم جز مردن چاره ای ندارم
توی این همه سیاهی یه رنگ سفید چه قدر زیادی
خدا گفت همه رو جفت آفریده
هما خدا یادش رفت ،منو تک آفریده
همشون یه جور دو رنگن
به قول خودشون چه قدر زرنگن
بازم من موندم و غم ها بازم من شدم تنهای تنها
اخه من از کجا برم؟ چه جور از این دنیا برم؟
خسته شدم از این همه شکستن
توی تنهایی زیر بار غم نشستن
واسه هر کسی یار شدم واسه هر گلی خار شدم
اما کسی یارم نشد کسی گل گلدمنم نشد
وای...،چه قدر گلایه کردم از دنیا
خدا منو ببر از این دیار غم ها
***
سلام خیلی دلم براتون تنگ شده بود ،خیلی شاید باورتون نشه . دلم می خواست تو اولین اپم یی چیز شاد براتون بنویسم وبه شما دوستای خوبم تقدیم کنم .اما خیلی دلم گرفته بود ومن هم که به جز شما کسی رو ندارم واسه درد و دل کردن ندارم .شاید پیش خودتون فکر کنید که یه آدم این قدر تنها میشه ؟آره میشه! من ،من دروغ نمیگم چون سودی برام نداره نه پول داره نه محبت. اما راست گفتن وفا دار بودن برای من ضرر داشته چون همیشه باعث شکستنم شده .اما بازم وفادارم وهیچ وقت دروغ نمیگم.
من به خاطر وفا داشتن تو دنیای بی وفایی از آدما ترد شدم .واین نوشته ها فقط کمی منو سبک تر میکنه و نظر شما به من قوت ادامه دادن رو تو دنیا بیشتر میکنه.
خدارو شکر که شما هستید اگه شما نبودید نمیدونم چی کار میکردم.؟ هم از شما ممنونم هم از خدا .